خرید بک لینک

مثلِ باران ها

روز نوشت و خاطرات شخصی

هم قدم زمان

به نام خدا
جفری تماس ودر مورد ایده های اقتصادی اش مشورت کرد وچون سردر نمی آوردم به یکی از دوستان متخصص در این ارتباط ارجاع دادم با او صحبت کرد- با ناعم و عمران ناهار بودیم وسری به یکی از دوستان در رستوران او زدیم که احوال پرسی هم کردیم- امین نامه خودش در مورد تامین اجتماعی را به بازپرس داد تا پیوست پرونده شود و رونوشت را هم به سازمان تامین اجتماعی تحویل داد- یارا امروز نمرات کارشناسی اش را با معدل بالا گرفت، فیلمش را همسرم برایم فرستاد وپیش از آن نمیدانستم اگر نه میرفتم، عکس شهرام را هم در کلاس گذاشته بود و یادش به خیر، به او تبریک گفتم وبرایش نوشتم حتما شهرام الان خیلی خوشحال است- در مورد این شرکت ها و خانواده و مواردی حقوقی با وکلا ومشاوران حقوقی و متخصصین امر مشورت کردم و ذی نفع هایی که باید اقدامات بعدی چگونه باشد؟- یکی از دوستان هم از پیگیری کارهایش گفت- حسن زنگ زد وکنفرانس کردم با خمیس آبادی هم صحبت کرد- به دارایی زنگ‌زدم گفتند پیش نویس نامه مجدد برای تسریع در رسیدگی تهیه شده که هنوز به امضای نهایی نرسیده است- جمال همسایه مان مشورت برای کارهایش کرد وبه یکی از دوستان معرفی کردم- امروز مطلع شدم بالاخره پرونده به دادگاه تجدید نظر رسیده اما هنوز تعیین شعبه نشده که احتمالا تا فردا مشخص میشود وامیدوارم به شعبه ای برود که با دقت بیشتری مطالعه واتخاذ تصمیم کنند- علی چاقه هم اطلاع داد که رای دادگاه تایید حکم غیابی بوده ودیدم وکیل هم دارد وگفتم تجدید نظر خواهی کند و درخواست عفو وتبدیل و تخفیف مجازات- احوال پرس یکی از دوستان وکیل شدم که متاسفانه کمی بیمار بود و هیچ خبری از او نداشتم وگفت دوره نقاهت را سپری میکند و کمی رها شده از بیماری وامیدوارم استمرار داشته باشد- از یکی از دوستان دیگر وکیل هم پیگیر وکالتش شدم که همزمان مشغول به کلر است و تاکنون هم رها از خدمت نشده که معطل مانده است.

برچسب: نویسنده: meslebaranha تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:11

صفحه بندی