خرید بک لینک

به نام خدا تولد لیلا و علی پسر دوستم را جداگانه تبریک گفتم وسلامتی آرزو دارم- در مسیر یک پیرمرد محترم راننده تاکسی را دیدم پشت شیشه ماشین عکس یکی از شهدای اوین را زده بود که از او پرسیدم چه نسبتی دارد؟ گفت دامادم هست- دادگاه رفتم برای اخطار رفع نقص وکیل! که قرار شد به محل شرکت الصاق کنند وعصر هم حسین اطلاع داد که وقت رسیدگی به او ابلاغ شده است پس خود را هم صالح رسیدگی دانست-ظهر رفتم دفترخانه واز وکالت حسین که به من داده استعفا دادم ومکتوب شد وبه خود او هم

برچسب: نویسنده: meslebaranha تاريخ: شنبه 10 مرداد 1405 ساعت: 22:52

صفحه بندی