به نام خدا
سحر امیدیه را بمباران کردند و همان وقت پیامک دادم به کسانی که میشناختم و احوال پرسی کردم وامروز هم نقاطی از اهواز وشهرها ومراکز دیگری در جنوب بمباران شد ومتاسف شدم واندوهی مرا گرفته است، لعنت به جنگ- دادگاه رفتم وپرونده آخر وقت رسید واز قضات رسیدگی کننده تعریف میکنند که به جزییات توجه میکنند وبسیار خوب است اگر اینگونه باشد وباید دید نتیجه چه خواهد شد؟ خیراست ان شاالله- الیاس قرار بود سری بزند که برنامه هایش به جمع بندی نرسید وگفت بعدا سری میزند- با وکلا در مورد پرونده مشورت کردم-حاذقی هم سوالی در مورد آزمون کانون وکلا داشت- یکی از دوستان هم مشورتی در مورد تامین اجتماعی داشت که گفتم از خود آن سازمان سوال کند بهتر است ومتن نامه را نهایی کردیم تا ببرد- اشفعی از تماس با جفری گفت که تایید نکرد چنین رویه ای را- شرفی تماس واحوال پرسی کرد- به تامین اجتماعی هم زنگ زدم برای نامه امین که قرار شد فردا یا شنبه دنبال کنم- فیلی به زیارت عتبات رفته بود که زیارت قبولی گفتم والتماس دعا- حسن هم تلفنی کنفرانس با زمانی صحبت کرد- خسرو بیمارستان بود واحوال پرسی کردم- افشین دوستم برای یکی از دوستانش که دچار مشکل شده مشورت کرد واطلاعات دقیقی نداشت-خانم مالی احوال پرسی و مشورت کرد برای نوه اش- امیری از تعیین وقت برای شورای حل اختلاف گفت که باید برود برای شکایت از یک دندان پزشک که پزشکی قانونی هم نظر داده بود.
برچسب:
نویسنده: meslebaranha